نبض افکارعمومی ایران در دست چه کسانی است؟!

معصومه نصیری ـ تحلیلگر دیتا و کارشناس رسانه
⭕️ به گزارش عصر هوشمندی، «دیتا» امروز نه تنها عنصر تعیینکننده برای مهندسی اجتماعی و روانی افکار عمومی جوامع مورد بهرهبرداری قرار می گیرد، بلکه عنصری تعیینکننده برای فهم شاخصهای موثر قابل تقویت یا اصلاح جوامع در راستای ایجاد ممانعت برای اخذ سیاستهای مشخص برای مولفههای حیاتی یک جامعه است.
آنچه نباید از نظر دور داشت توجه به این مهم است که دیتا به معنای اطلاعات خام، پردازش نشده و سازمان نیافته تلقی میشود که تحلیل دقیق این اطلاعات و پردازش صحیح میتواند منجر به تبدیل مس به طلا شده و جامعهای را قابل پیشبینی و برنامهریزی کرده یا معکوس رفتار کرده و پیشدستانه و پیشگیرانه عمل کند.
⭕️ با این توضیح، گزارش سالانه دیتاک با عنوان «رفتار کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی» که موافقان و منتقدانی در فضای رسانه داشته است، یک تصویر بزرگ قابل اعتنا را خلق کرده است که این تصویر نه بی اثری فیلترینگ یا اثربخشی آن، بلکه به رخ کشیدن میزان فعالیت و البته توجه کاربران ایرانی به رسانههای خارجی فارسی زبان و مقایسه سهم رسانههای جریان اصلی کشور با این دست از رسانهها دارد. این گزارش علاوه بر رسانهها، به نقش سایر موثرانی که سازنده معنا و نظام ادارک برای مخاطبان هستند، اشاره دارد. در میان این چهرهها که بسیاری از شاخصهای معکوس و بعضا منفی برای اثر مبتنی بر فاکتورهای ملی، دینی و قومیتی را دارا هستند، اثری از چهرههای داخلی موثر عیان و آشکار نیست.
🔸اهمیت تصویر
گزارش مذکور نشان میدهد آنچه امروز در حال استحاله یا مهندسی اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران است، ساخته و غلبه و مدیریت تصاویر ذهنی مخاطب است. بررسی قالبهای ارائه محتوا در چهار بستر مورد واکاوی این گزارش یعنی توییتر، اینستاگرام، تلگرام و خبر و میزان پراکندگی مخاطبان در هر یک از این بسترها و میزان پراکنش محتوا نشانگر غلبه بیش از 80 درصدی محتوای تصویری در شقوق مختلف و حتی متون بصریسازی شده است. آنچه در لایههای شناختی جامعه برای تحقق مهندسی اجتماعی به عنوان رکنی بلامنازع دارای اهمیت است، ساخت تصاویر ذهنی جدید، پاکسازی تصاویر پیشین و خلق ادراکی نوین از مقولات است.
ر کنار رویکردهای ذکر شده که باید در خوانش گزارش مذکور مورد توجه و مداقه قرار گیرد، چند نکته به صورت گزارههای قابل تامل باید مورد توجه قرار گیرند:
1️⃣ این گزارش اگرچه کامل نبوده و قابلیت تعمیم به کل را ندارد اما گواه جدی بر این موضوع است که غلبه بالای 90 درصد رسانههای معاند و فعالان اپوزیسیون کشور، حتمی و قطعی است. این مهم به معنای سهم حداقلی رسانههای داخلی (چه جریان اصلیها و شبکههای اجتماعی) در مدیریت و جریانسازی برای افکار عمومی است. این مهم یعنی جریان سیاستگذار حوزه رسانه در کشور نیازمند تغییرات بسیار جدی و مبنایی است. نگاه تک ساحتی و تک صدایی و عدم پژواک صدای اکثریت و در عین حال تاخیر و تعلل در نشر محتوا منجر به کاهش مرجعیت رسانهای و تحویل مخاطب به رسانههای معاند و معارض شده است. چهرهسازی رسانههای فارسی زبان خارج از کشور و ضریب دهی به آنها در کنار عدم چهرهسازی در کشور و بی توجهی به کارکردهای این گروه در موضوعات مختلف، موضوع مهمی است که در بزنگاهها به مدیریت فضا و آگاهسازی کاربران میشود.
2️⃣گزارش، گواه حضور بخش قابل توجهی از افکار عمومی در فضاهایی است که پس از فیلترینگ، قاعدتا باید با کاهش کاربر مواجهه میشدند اما این کاهش عمدتا در بخش برخی فعالان موثر و ارائه محتوا صورت گرفته و مخاطب در این فضا با گروههای معاند تنها رها شده است. فلذا غلبه گفتمان دشمن در افکار عمومی و باورسازی موضوع قابل توجه و غیرقابل اغماض است.
3️⃣بسیاری با خواندن این گزارش عنوان کردند فراوانی موضوع در چهار بستر مورد بررسی محتوا مرتبط با حوزه سرگرمی بوده و سهم اخبار و محتواهای سیاسی چندان قابل اعتنا نبوده است اما آنچه نباید از نظر دور داشت و نباید منجر به اختلال محاسباتی و فهم ما از موضوع شود، نقشآفرینی جدی این فضاها در بزنگاههای سیاسی و امنیتی و انتقال فهم ناقص آنها از موضوعات شود. بررسی دیتا در مواردی مانند ترور شهید فخریزاده، موضوعات برجام، زاهدان و … نشانگر این مهم است. فضاهایی که مخاطب را طی پروسهای در ساحت سرگرمی به مخاطب وفادار تبدیل کرده و در مواقع مهم محتواها را با سوگیری به خورد اذهان میدهد.
4️⃣گزارش مذکور در بخش هشتگها به جهت چند ماه درگیری کشور در موضوع «زن، زندگی، آزادی» و حواشی مهندسی شده آن در کشور، دارای فراوانی حول هشتگهای آن است اما چند نکته در فهم این بخش باید مورد توجه قرار گیرد. نخست اینکه گزارش مذکور تاکید دارد فراوانی ضدانقلاب و نقش آنها در تولید و توزیع محتوا در شبکههای اجتماعی پررنگ و قابل تامل است. در چنین فضایی ضریبدهی به هشتگها و اکثریتنمایی آنها دارای سویه و نظام مهندسی شده است. معنای هشتگها در این فرایند و بازه زمانی دال بر نمایندگی اکثریت ندارد و میتواند دارای فاکتورهای تعیینکننده مختلفی باشد.
5️⃣برای فهم مختصات حوزه بروز و ظهور افکارعمومی در شبکههای اجتماعی باید همه بسترهای حضور افکارعمومی مورد بررسی قرارگیرد. پلتفرمهای داخلی و کاربران آن بخشی از فضای افکارعمومی هستند که در این گزارش مورد توجه قرار نگرفته است.
⭕️اما در انتها باید تاکید کرد در عصر پساحقیقت و غلبه سیستماتیک دروغ بر حقیقت و در عصری که شاهد جولان فراواقعیتها هستیم و دست برتر با سازندگان معنا و تصویر در ذهن مخاطب است، اگر در پهنه حکمرانی سایبری عنان افکار تنها در دستان پیامرسانها و پلتفرمها باشد و از سوی دیگر بیاثری و کرختی در حوزه تولید محتوای موثر و شفاف نمایان بوده و فعالیت سازمانیافته رسانهها و فعالان رسانهای جبهه معارض نیز در این فضا همافزا و رگباری باشد، شما در بستر جغرافیایی دارای صلابت حفاظت از مرزها بودهاید اما مرزهای فکری مردم سرزمینت اشغال محض شده است. این افکار عمومی اشغال شده بزرگترین پاشنه آشیل یک کشور برای نیل به هدف تعالی، پیشرفت و باور به توانستن و شدن است.
گزارش سال 1401 دیتاک فارغ از نقاط قوت و ضعفش به مثابه به صدا در آوردن زنگ خطری برای مسوولان است که شما مسوولان افکاری هستید که از جایی دیگر مدیریت میشوند.
انتهای پیام




