یک کارشناس: در شرایط پرتنش، توصیه به بیخبری نه ممکن است و نه مفید/باید یک رژیم خبری محدود و انتخابی داشته باشیم

به گزارش عصر هوشمندی، در شرایطی که جامعه ایران همزمان زیر فشار اخبار ناگوار، نااطمینانی سیاسی، بحرانهای اقتصادی و موجی از شایعهها در شبکههای اجتماعی قرار دارد، شیوه مصرف اخبار به مسئلهای تعیینکننده تبدیل شده است.معصومه نصیری ـ کارشناس و مدرس سواد رسانهای در گفتگو با شفقنا توضیح می دهد:برای داشتن نگاهی واقعبینانهتر به خبرخوانی، باید یک رژیم خبری محدود و انتخابی داشته باشیم؛ یعنی در بازههای زمانی مشخص در طول روز، فقط از منابع خبری معتبر و قابل اعتماد استفاده کنیم. منابع معتبر آنهایی هستند که نسبت به بهداشت روانی مخاطب و مسئولیت اجتماعی و حقوقی خود وفادارترند. همچنین باید توجه داشت که هر چیزی که «ترند»، «وایرال» میشود، الزاماً درست نیست؛ بنابراین باید میان خبر مهم و خبر تحریککننده تفاوت قائل شویم. در شرایط پرتنش، توصیه به بیخبری نه ممکن است و نه مفید. آنچه باید ترویج شود، خبرخوانی انتخابی، آگاهانه، مسئولانه، محدود و متعهدانه است.
نصیری درباره تبعات بی خبر ماندن در شرایط امروزه به شفقنا رسانه می گوید: «بیخبر ماندن» در شرایط نااطمینانی سیاسی یا بحرانهای اجتماعی، راهحل سالم یا پایداری محسوب نمیشود. در مقابل، تنظیم آگاهانه مصرف اخبار یک توصیه منطقی و کارآمد است. این پیشنهاد چند دلیل اساسی دارد: ۱. کاهش توان تحلیل و مشارکت اجتماعی: وقتی افراد کاملاً از اخبار فاصله میگیرند، توان تحلیل شرایط، برنامهریزی شخصی و مشارکت مسئولانهشان در جامعه هدف بهشدت کاهش مییابد. بنابراین داشتن سطحی از آگاهی خبری ضروری است. ۲. گسترش شایعات و عدم دسترسی به منابع معتبر: قطع کامل ارتباط با خبر باعث میشود فضای ذهنی افراد به روی شایعات و اطلاعات ناقص باز شود. اگر منابع معتبر کنار گذاشته شوند، احتمال تأثیرپذیری از کانالهای غیرموثق و صفحات فاقد اعتبار بالا میرود. ۳. اثرات روانی بمباران خبری: مطالعات حوزه رسانه و علوم شناختی نشان میدهد بمباران خبری بهویژه از نوع منفی میتواند موجب فرسودگی ذهنی، بدبینی شدید و حتی توهم دریافت اطلاعات درست شود. از این رو، مسئله اصلی «چگونه خبر دیدن» است، نه «ندیدن خبر».
او توضیح می دهد: برای داشتن نگاهی واقعبینانهتر به خبرخوانی، باید یک رژیم خبری محدود و انتخابی داشته باشیم؛ یعنی در بازههای زمانی مشخص در طول روز، فقط از منابع خبری معتبر و قابل اعتماد استفاده کنیم. منابع معتبر آنهایی هستند که نسبت به بهداشت روانی مخاطب و مسئولیت اجتماعی و حقوقی خود وفادارترند. همچنین باید توجه داشت که هر چیزی که «ترند»، «وایرال» میشود، الزاماً درست نیست؛ بنابراین باید میان خبر مهم و خبر تحریککننده تفاوت قائل شویم. در شرایط پرتنش، توصیه به بیخبری نه ممکن است و نه مفید. آنچه باید ترویج شود، خبرخوانی انتخابی، آگاهانه، مسئولانه، محدود و متعهدانه است؛ رویکردی که به شهروندان کمک میکند ضمن حفظ سلامت ذهن و روان، درک بهتری از شرایط پیرامون داشته باشند و نوعی دروازهبانی شناختی برای ورود اطلاعات به ذهن خود، بهویژه در زمانهای بحران، ایجاد کنند.
این کارشناس رسانه درباره یک رژیم خبری اصولی بیان می کند: وقتی از رژیم خبری اصولی صحبت میکنیم، در واقع از روشی استفاده میکنیم که هم آگاه باشیم، هم فرسوده نشویم، و هم بتوانیم خودمان را در این فضای پر از شایعه ایمن نگه داریم. یکی از ویژگیهای این رژیم، داشتن زمانبندی مشخص است. افراد معمولی جامعه – منظورم از معمولی کسانی است که نیازی به چک کردن مداوم اخبار ندارند – بهتر است اخبار را در بازههای زمانی تعیینشده برای خودشان بررسی کنند. حتماً باید منابع خود را محدود کرده و چند رسانه مشخص و نسبتاً معتبر را از میان دهها کانال و صفحه موجود در فضاهای مختلف پیدا کنند و خود را سردرگم نکنند. این کار اضطراب مخاطب را به شدت بالا میبرد. در یک کتابی نوشته شده بود که این مدل جستجو یا خوانش اخبار، مانند مصرف شکر برای بدن است؛ یعنی همانقدر که آن میتواند امراض فراوانی ایجاد کند، اینجا نیز همین اتفاق میافتد.
او ادامه می دهد: همانطور که اشاره شد، ما باید بین خبر و آن خبری که برایمان حیاتی است، یا نیازی داریم از آن آگاه شویم، و خبر هیجانی تفاوت قائل شویم. حتماً مخاطب باید از خود بپرسد: آیا این خبر روی زندگی و تصمیمگیریهای من اثر دارد؟ اگر اثر دارد، چه اثری؟ آیا احساسات من را برانگیخته است؟ چقدر این خبر واقعی است و چقدر این احساسات در حال تأثیرگذاری بر فرایندهای زندگی من هستند؟
نصیری با تاکید بر اینکه ما باید نسبت خبر را با زندگی واقعیمان نیز بسنجیم، می گوید: برخی از این اخبار – مانند اتفاقاتی که این روزها شاهدش هستیم – زمانی که وارد شبکههای اجتماعی میشوید، حس غم، ناامیدی و فرسودگی بسیار شدیدی را منتقل میکنند؛ در حالی که وقتی در فضای روزمره و خیابان هستید، آن فضا شکل دیگری دارد. مردم کار میکنند، کافهها دایر است، رستورانها برقرار است و مراکز تفریحی فعال است. هرچند ممکن است غمی وجود داشته باشد و سؤالاتی مطرح باشد، اما مفهوم و جنسی که ما در آن فضا تجربه میکنیم با فضایی که در شبکههای اجتماعی دریافت میکنیم، متفاوت است.
او توضیح می دهد: به نظرم باید یک تعادل محتوایی نیز رعایت شود؛ یعنی مدام ذهن خود را در تهدید دائمی اخبار سیاسی یا اخبار اقتصادی با بار منفی قرار ندهیم. اتفاقی که میافتد این است که این وضعیت میتواند جامعه را به شدت فرسوده کرده، به عقب برگرداند و بیماریهای متعدد روحی، روانی و حتی جسمی را ایجاد کند. بنابراین، ما باید تعادل محتوایی را رعایت کنیم و فقط خبرهای بحرانی را دنبال نکنیم. ما باید در مصرف رسانهای خود نیز تعادل ایجاد کنیم؛ از این جهت که اگر خبر میخوانیم، فیلم هم ببینیم، موسیقی گوش دهیم و به انواع و اقسام قالبهای رسانهای دیگر نیز توجه کنیم.
این کارشناس رسانه درباره عملکرد رسانه های رسمی در این باره می گوید: در این فضا، نقش رسانههای رسمی هم حساستر شده و لایههای متفاوتی را در بر میگیرد. یکی از اصلیترین نقشهای آنها این است که بتوانند به عنوان نقطه مرجع عمل کنند؛ یعنی اطلاعات تأیید شده و قابل استناد ارائه دهند و ابهام را در موضوعات مهم و عمومی کاهش دهند. اگر رسانههای رسمی بتوانند این نقش را به خوبی ایفا کنند، سرعت انتشار شایعات کاهش مییابد؛ در غیر این صورت، مخاطب قطعاً برای یافتن اطلاعات به سراغ منابع غیررسمی خواهد رفت.
او با اشاره به ضرورت اطلاع رسانی به موقع می گوید: رسانههای رسمی ما باید مسئولیت شفافیت و به موقع بودن را بپذیرند. تأخیر یا ابهام در اطلاعرسانی، یک خلاء اطلاعاتی ایجاد میکند که آن خلاء را حدس و گمانها، اخبار جعلی و تحلیلهای هیجانی پر میکنند. بنابراین، رسانهها هم باید سرعت داشته باشند، هم دقت و هم باید توضیح دهند که چه چیزهایی معلوم هستند و چه چیزهایی معلوم نیستند؛ بازیگران این حوزه کجا هستند؛ و باید بتوانند در واقع به هر آنچه که در ذهن مخاطب میگذرد، پاسخ دهند.
نصیری می گوید: نکته مهمتر، که به نظرم مسئولان و رسانهها باید در این حوزه بر روی آن کار کنند، مدیریت لحن است.مدیریت لحن و چارچوببندی خبر بسیار مهم است. رسانههای رسمی باید بدانند که فقط قرار نیست اطلاعات منتقل کنند؛ روایتی که آنها ارائه میدهند، قطعاً فضای روانی جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. اگر لحن بیش از اندازه آرامکننده باشد، مخاطب اعتماد نمیکند؛ همانطور که در اتفاقات اخیر دیدیم. اگر هم لحن بیش از حد بحرانی باشد، اضطراب را بالا میبرد.
او با اشاره به اینکه رسانههای رسمی باید برای رقابت با شبکههای اجتماعی هم تدبیری بیندیشند، پیشنهاد می دهد: ما باید تلاش کنیم که واقعگرایانه، با مسئولیتپذیری، و با توجه به فاکتور «متعهد بودن نسبت به مخاطب»، کار رسانهای خود را انجام دهیم، یکی از اصلیترین نکات و مسائل جدی رسانههای ما، بحث رقابت با شبکههای اجتماعی است. امروزه رسانههای رسمی دیگر مانند گذشته نیستند که ارتباط خطی باشد؛ یعنی رسانه از بالا به پایین اطلاعات را تزریق کند. اطلاعات دایرهای شدهاند. شبکههای اجتماعی آمدهاند موضوعات را سریعتر و قابل فهمتر توضیح میدهند. مخاطب با روایتهای کوتاه و احساسی مواجه میشود، میتواند خودش کنشگری کند، و حتی میتواند پیامرسانی تولید کند.
نصیری می گوید: اعتماد عمومی باید حتماً یک فاکتور جدی برای رسانههای جریان اصلی ما باشد. آنها خودشان باید مدیریت کاهش آشفتگی اطلاعاتی را بر عهده بگیرند. نباید به گونهای باشد که اعتماد عمومی – حالا با استفاده از آن لحن، آن شرایط و آن فضایی که ایجاد میشود – به سمت این برود که مخاطب از رسانههای اصلی (که قاعدتاً باید رسانههای معتبر و مرجع ما باشند) رویگردان شده و به سمت رسانههایی حرکت کند که غیر همسو با ما هستند و رویکردشان ممکن است با نگاه مسئولیتپذیری و مسئولیت اجتماعی همسو نباشد.
انتهای پیام




