اخبار

الگوریتم‌ها؛ کارگرانِ شبکه‌های اجتماعی برای ساخت دیوار‌های اطلاعاتی نامرئی

سپهرغرب، گروه تیک- صبا اسدی: یک کارشناس رسانه گفت: الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی تلاش می‌کنند کاربران را در یک فضای محدود نگه دارند. به این صورت که مخاطب با دیدگاه‌ها، نظرات و محتواهایی احاطه می‌شود که بیشتر داده‌ها و اطلاعات آن، باورهای ذهنی او را تأیید می‌کند. به همین دلیل گفته می‌شود این نوع مهندسی الگوریتمی می‌تواند قطب‌بندی ایجاد کند، آن را تشدید و در نهایت تثبیت کند.

معمولاً افراد ترجیح می‌دهند در محیط‌هایی باشند و با کسانی گفت‌وگو کنند که با آن‌ها هم‌نظرند و عقایدشان را به چالش نمی‌کشند. اما اگر انسان‌ها فقط با افراد همسو با خود معاشرت کنند، پیوندهای اجتماعی به‌تدریج تضعیف می‌شود. به همین دلیل بحث‌های برخط خیلی زود به پرخاشگری کشیده می‌شوند؛ زیرا شبکه‌های اجتماعی محتوا و مفاهیم را در قالب یک «حباب فیلتر» به ما نشان می‌دهند. در نتیجه ما تصور می‌کنیم شبکه‌های اجتماعی پنجره‌ای رو به جهان هستند، در حالی که الگوریتم‌ها آن‌ها را به آینه‌ای تبدیل کرده‌اند که فقط سلیقه و نظرهای خود ما را بازتاب می‌دهد.

تصور کنید به قصد تماشای منظره‌ بیرون به پنجره‌ای خیره شده‌اید، اما این پنجره به‌گونه‌ای طراحی شده که مانند آینه، فقط تصویر خودتان و آنچه را که دوست دارید، نشان می‌دهد. این همان حباب فیلتر است؛ جایی که شما در محاصره‌ نظراتی هستید که دقیقاً مشابه دیدگاه‌های خودتان است. اگرچه شبکه‌های اجتماعی ابتدا با هدف اتصال افراد به یکدیگر پدید آمدند، اما اکنون با همین حباب‌ها، دیوارهای بزرگی میان انسان‌ها کشیده‌اند. در دنیای امروز، ندانستن سازوکار الگوریتم‌ها به معنای واگذاری اختیار تفکر به ماشین‌هاست. در چنین شرایطی، اعضای جامعه دیگر نمی‌توانند با نگاه‌های متفاوت ارتباط برقرار کنند یا نظرات مخالف را بشنوند.

ما گمان می‌کنیم در دنیای بی‌کرانی از اطلاعات حضور داریم، اما واقعیت این است که الگوریتم‌های هوشمند، ما را در حباب‌های کوچکی از باورهایمان زندانی کرده‌اند. شبکه‌های اجتماعی دیگر صرفاً ابزاری برای ارتباط سطوح مختلف جامعه نیستند؛ آن‌ها با پدیده‌ «حباب فیلتر» باعث شده‌اند ما فقط پژواک صدای خودمان را بشنویم و این، آغازی برای سقوط به دره‌ قطب‌بندی و سوءتفاهم‌های اجتماعی است.

در جهت واکاوی این موضوع به گفت‌وگو با کارشناس صاحب‌نظر، دکتر معصومه نصیری، دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانه‌ای یونسکو در ایران، رئیس اندیشکده عصر هوشمندی و مدرس و پژوهشگر سواد رسانه‌ای پرداخته ایم. او با پاسخ به پرسش‌های کلیدی چهره‌ واقعی الگوریتم‌ها را به ما نشان دهد.

در ادامه متن این گفت‌وگو تقدیم شما خواهد شد.

*الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که کاربر را در حبابی از محتواهای همسو با باورهای پیشین او نگه دارند. از نظر روان‌شناختی، چرا انسان چنین حبابی را ترجیح می‌دهد و این پدیده چه تأثیری بر سلامت روان و برداشت او از واقعیت دارد؟

این‌گونه نیست که مخاطب آگاهانه این حباب را ترجیح دهد. در واقع، او معمولاً متوجه شکل‌گیری «حباب فیلتر» یا همان فیلترینگ حبابی نمی‌شود و از سازوکار این فضا و الگوریتم‌ها آگاهی ندارد. مخاطب تصور می‌کند آنچه می‌بیند، تمام آن چیزی است که در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد.

امروزه مهندسی ذهن توسط الگوریتم‌ها یکی از مسائل مهم در حوزه رسانه است. این فرایند به‌گونه‌ای عمل می‌کند که به محض مشاهده چند محتوای همسو (همسو از نظر نوع محتوا، نه لزوماً باورهای قبلی فرد) الگوریتم‌ها بر اساس علایق، سلیقه‌ها، جست‌وجوها و رفتار کاربر، به‌تدریج ذهن، ادراک و سلیقه او را شکل می‌دهند.

این موضوع فقط به مسائل جدی سیاسی و اجتماعی محدود نیست؛ حتی سلیقه شما در خرید کالا یا ترجیح‌تان در چیدمان فضای زندگی نیز می‌تواند تحت تأثیر همین الگوریتم‌ها قرار گیرد. از آنجا که ما در چنین فضایی متوجه سازوکار این اتمسفر، الگوریتم یا پلتفرم نمی‌شویم و نمی‌دانیم چگونه با استفاده از هوش مصنوعی و فرایندهای از پیش تعریف‌شده سلیقه ما را تشخیص می‌دهد، در نهایت تصور می‌کنیم آنچه می‌بینیم و می‌پسندیم همان چیزی است که اکثریت جامعه نیز به‌دنبال آن هستند؛ بنابراین، این مسئله لزوماً نتیجه ترجیح مخاطب نیست، بلکه تا حد زیادی حاصل تحمیل سازوکار الگوریتم‌ها و پلتفرم‌ها بر مخاطب است.

* یکی از پیامدهای حباب‌های فیلتر، «قطب‌بندی اجتماعی» است؛ یعنی گروه‌های مختلف نه‌فقط با هم اختلاف نظر دارند، بلکه یکدیگر را درک نمی‌کنند. رسانه‌های اجتماعی چگونه این شکاف را عمیق‌تر می‌کنند و چه راهکاری برای کاهش این آسیب وجود دارد؟

این نکته بسیار مهمی است؛ الگوریتم و مهندسی پشت آن به‌گونه‌ای عمل می‌کند که نوعی «اکثریت‌نمایی» ایجاد می‌شود. یعنی اگر با گروهی از انقلابیون صحبت کنید، تصور می‌کنند در اکثریت هستند؛ اگر با مخالفان، معترضان یا منتقدان گفت‌وگو کنید، آن‌ها هم خود را اکثریت می‌دانند. حتی برخی گروه‌ها در حوزه پوشش و سبک زندگی نیز چنین برداشتی دارند. بنابراین، این قطب‌بندی فقط به حوزه‌های سیاسی یا اجتماعی محدود نمی‌شود و در سبک زندگی و رفتارهای فرهنگی هم اهمیت زیادی دارد.

الگوریتم سعی می‌کند شما را محصور کند؛ اما چگونه؟ شما با نگاه‌ها، نظرات و فضاهایی محاصره می‌شوید که مملو از اطلاعات و داده‌هایی است که گزاره‌های ذهنی خودتان را تأیید می‌کند. به همین دلیل ما معتقدیم این مدل از مهندسی الگوریتمی می‌تواند قطب‌بندی ایجاد کند، آن را تشدید نماید و در نهایت تثبیت کند. در چنین وضعیتی فضایی شکل می‌گیرد که گروهی احساس اقلیت بودن می‌کند و گروه دیگر تصور اکثریت داشتن دارد. به این ترتیب، گروهی که الگوریتم برایش اکثریت‌نمایی ایجاد کرده، ناخودآگاه احساس می‌کند برتری یا تسلط بیشتری نسبت به دیگران دارد و بر اساس همین تصور، الگوهای کنش و رفتارهای میدانی خود را تنظیم می‌کند.

* بسیاری از کاربران نمی‌دانند که محتوایی که می‌بینند حاصل انتخاب آگاهانه الگوریتم است نه بازتاب عینی واقعیت. به‌نظر شما چه‌قدر «سواد الگوریتمی» در میان مردم وجود دارد و چگونه می‌توان آن را افزایش داد؟ یک تمرین ساده پیشنهاد دهید.

سواد الگوریتمی که یکی از بخش‌های جدی حوزه سواد رسانه‌ای است؛ یعنی توانایی درک منطق پنهان پلتفرم‌ها؛ فهم اینکه چرا و چگونه محتواها برای ما انتخاب می‌شوند و آشنایی با مدل کارکردی و آنچه ما به‌عنوان کلیدواژه مهندسی الگوریتم از آن یاد می‌کنیم، اهمیت زیادی دارد.

واقعیت این است که مخاطب در بسیاری از مواقع به‌دنبال حقیقت و حتی واقعیت‌های عینی نیست، بلکه به‌دنبال گرفتن تأیید از سکوها برای باورهای ذهنی خودش است. یعنی اگر مخاطبی منتقد وضعیت موجود یا حتی مخالف باشد، هر آنچه را که پلتفرم در این راستا به او ارائه می‌دهد، دوست دارد بپذیرد و با آن همزادپنداری می‌کند؛ این مطالب وارد لایه‌های شناختی ذهن او شده و حتی باعث می‌شود نسبت به آن کنشگری کند، یعنی لایک می‌کند، کامنت می‌گذارد، بازنشر می‌کند، برای دیگران به اشتراک می‌گذارد و استوری می‌کند تا جایی که این موضوع تبدیل به رفتار می‌شود.

به‌نظر من باید توجه داشته باشیم که هر آنچه در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم، لزوماً بازتاب حقیقت یا واقعیت‌های عینی جامعه نیست. پلتفرم‌ها قادرند تعیین کنند چه محتوایی بیشتر دیده شود؛ چراکه با نوعی «دیکتاتوری پلتفرم‌ها» روبه‌رو هستیم. این سکوها تصمیم می‌گیرند چه چیزی در بخش «اکسپلور» یا جست‌وجو قرار بگیرد تا در معرض دید کاربران بیشتری باشد.

به‌عنوان مثال، شما در صفحه اکسپلور خود یا همان صفحه جست‌و‌جوگر فضای مجازی، مطلبی از غزه، اتفاقات جدی حوزه نبرد رمضان، موضوع شهادت و امثال این‌ها را نمی‌بینید؛ در چنین مواقعی آن‌ها بیشتر بر حوزه سرگرمی تأکید می‌کنند یا حوزه‌هایی که بتواند در لایه‌بندی‌های پنهان‌تر، فضای ذهنی مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد.

* شبکه‌های اجتماعی همان ابزاری که می‌تواند احساس تعلق و حمایت اجتماعی ایجاد کند، گاهی به منبعی برای اضطراب، افسردگی و مقایسه‌های مخرب تبدیل می‌شود. مرز بین استفاده سالم و ناسالم از این فضاها کجاست و چه نشانه‌هایی به فرد هشدار می‌دهد که از آن خط عبور کرده است؟

نکته این است که این فضا بیش از آنکه حس تعلق و حمایت اجتماعی ایجاد کند، برای مخاطب احساس هویت جمعی به‌وجود می‌آورد؛ یعنی چون مخاطب حس می‌کند زیرمجموعه یک هویت خاص قرار گرفته، آن احساس حمایت و تعلق اجتماعی که شما می‌گویید در او شکل می‌گیرد؛ بنابراین او اساساً متوجه نیست که این اضطراب و افسردگی ناشی از خواندن اخبار، حس مقایسه خود با دیگران و نکات متفاوتی است که در این فضا برایش نمایش داده می‌شود و با زندگی واقعی‌اش تفاوت دارد.

او متوجه نیست که این‌ها مواردی کارگردانی‌شده و بخش‌های برش‌خورده زندگی دیگران هستند و می‌توانند تأثیرات جدی داشته باشند؛ بنابراین دوباره تأکید می‌کنم که فرد قطعاً احساس سردرگمی، پوچی، یأس و ناامیدی دارد، اما متوجه نیست که چه مقدار از آن از زیست مجازی‌اش نشأت گرفته است.

پس نخستین اقدام این است که بداند آنچه می‌خواند، می‌بیند، می‌شنود و در معرضش قرار می‌گیرد، حتماً روی ورودی‌های شناختی ذهن و احوالات او و همان حس‌هایی که اشاره کردم تأثیرگذار است.

مرز میان این‌ها، مرز بین انتخاب‌گری و کنشگری فعال مخاطب است؛ یعنی مخاطب متوجه شود که نباید هر چیزی را ببیند، بشنود و باور کند. اینجاست که پای سواد رسانه‌ای وسط می‌آید. ما می‌گوییم هر جا احساس کردی احساساتی بیش از اندازه بر تو غالب می‌شود، مثل خشم، نفرت، ناامیدی، یأس و نداشتن امید به آینده، باید حتماً به آنچه در این فضاها دیده‌ای شک کنی و با نگاهی هشدارآمیز با آن مواجه شوی.

به‌نظرم اینجا بحث‌های سواد رسانه‌ای مطرح می‌شود؛ اینکه ما الگوی مصرف درستی داشته باشیم، بدانیم همه‌چیز در فضای مجازی به ما مرتبط نیست و همه‌چیز در آن واقعیت ندارد. خیلی از مهندسی‌ها با استفاده از اخبار جعلی، شایعه و ایجاد تردید و ابهام شکل می‌گیرد. در این نقاط است که مرزها مشخص می‌شود و مخاطب باید خودش دقت کند، چراکه همان‌طور که اشاره کردیم، پلتفرم در ذات خود کارهای دیگری را پیگیری می‌کند و ممکن است توجهی به بهداشت روانی ما نداشته باشد.

* اگر بخواهید به یک کاربر معمولی سه توصیه عملی بدهید تا هم از حباب الگوریتمی خارج شود، هم سلامت روان خود را حفظ کند و هم در دام قطب‌بندی نیفتد، آن سه توصیه چیست؟

من فکر می‌کنم مخاطب باید اشراف داشته باشد که بین نظرات در حوزه خبر، تحلیل و خود خبر تفاوت قائل شود. در حوزه سبک زندگی نیز باید میان بخش‌های کارگردانی‌شده و برش‌خورده زندگی دیگران با واقعیت‌های موجود زندگی افراد، تمایز بگذارد. متوجه باشد که این فضا، فضایی مهندسی و کارگردانی‌شده است؛ حتی وقتی بلاگرها از خانه‌های تمیز و شیک یا خریدهای آن‌چنانی خود فیلمی می‌گذارند و فضایی را ایجاد می‌کنند، بداند که این‌ها برای جلب توجه و گرفتن تمرکز ما از مسیر و سمت‌وسوی درست تولید شده‌اند.

نکته دوم و توصیه بعدی این است که فرد به حوزه احساسات خودش واقف باشد. تمام تمرکز در شبکه‌های اجتماعی مخصوصاً در حوزه سرگرمی، بر این است که احساسات ما درگیر شود؛ چراکه هرچه این اتفاق بیشتر بیفتد، تبدیل کردن این احساسات به کنش و رفتار در مخاطب شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد؛ بنابراین ما به‌عنوان مخاطب باید حواسمان باشد و بر احساساتمان اشراف داشته باشیم که چه حسی در من ایجاد شده؟ این حس چه بازخوردهای بلندمدت و میان‌مدتی برایم دارد و اصلاً چقدر واقعی است؟

نکته بعدی اینکه فضای شبکه‌های اجتماعی با فضای واقعیت، تفاوت‌های جدی دارد. ما باید به این موضوع حواسمان باشد و کنشگر فعال باشیم؛ یعنی قرار نیست هر آنچه می‌بینیم را باور کنیم. ما باید تفکر انتقادی را در خودمان تقویت کنیم. یعنی مدام بپرسیم چرا این را گفته؟ چه کسی این را گفته؟ چرا الآن دارد این را می‌گوید؟ چه حسی در من ایجاد می‌کند؟ قرار است چه بازخوردی از من بگیرد؟ و اصلاً نقش من در این ماجرا چیست؟ به‌نظرم طراحی سؤال‌های مختلف و این سه مورد می‌تواند در اینجا کارکرد داشته باشد و به شما کمک کند.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا