
ابهامات دربارهٔ غیبت طولانیمدت نتانیاهوی کودککش جانی در نشستهایی که باید حضور داشته باشد، آنقدر جدی شده که حسابی رنگ واقعیت به گمانهزنی مرگ او زده است. اما آیا ۶ انگشتی بودن نتانیاهو در ویدیویی که برای اثبات زنده بودن او منتشر شده، از چشم تیم رسانهای صهیونیستها دور مانده؟ ماجرا چیست؟
گروه زندگی: نقل بعضی از گروهها و کانالهای فضای مجازی شده ماجرای به درک واصل شدن نتانیاهو. ابهامات دربارهٔ غیبت طولانیمدت این کودککش جانی در نشستهایی که باید حضور داشته باشد، آنقدر جدی شده که حسابی رنگ واقعیت به این گمانهزنیها زده است.کار آنقدر بالا گرفته که اخیراً در بعضی تجمعات مردمی، خبر مرگ نتانیاهو اعلام شده و طبیعتاً بابتش خوشحالی کردهاند.اما ایجاد این ابهامات تا چه حد عمدی و خودساخته توسط دشمن است؟ آیا ۶ انگشتی بودن نتانیاهو در ویدیویی که برای اثبات زنده بودن او منتشر شده، از چشم تیم رسانهای صهیونیستها دور مانده؟ ماجرا چیست؟دکتر «معصومه نصیری» مدرس سواد رسانه و دبیر کل باشگاه مدیریت رسانه و توسعهٔ سواد رسانهای یونسکو ایران نکاتی را در این باره توضیح میدهد.
خطوط نانوشتهٔ پیامها را بخوانید
نصیری توضیحاتش را با نکتهای مهم در سواد رسانهای آغاز میکند؛ اینکه هر پیام لایههایی دارد و این لایهها هستند که مهماند؛ «این را در سواد رسانهای میگویند مهارت خوانش «خطوط نانوشته»؛ یعنی تشخیص آنچه در یک پیام وجود دارد، اما در ظاهر پیام و در نگاه اولیه دیده نمیشود، که بسیار مهم است.»اخباری که در روزهای گذشته دربارهٔ کشته شدن نتانیاهو مطرح شد و چند ویدیویی که با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده بود، یکی از نمونههای بارز این موضوع است.افکار عمومی ما در حال حاضر تشنهٔ شنیدن اخبار مختلف از سوی جبهه دشمن هستند. اما این سؤال جدی مطرح است که چرا دشمن، خودش ویدیوهایی را با استفاده از هوش مصنوعی تولید میکند که در آنها نشانهگذاریهایی وجود دارد که دست آنها را رو میکند؟ چرا از این کار ابایی ندارد؟
چرا دشمن، خودش خبرسازی میکند؟
همیشه در سواد رسانهای میگوییم تفکر انتقادی اهمیت دارد. پس باید بپرسیم «چرا آنها خودشان این موارد را منتشر میکنند؟»نصیری به چند نکته در این زمینه میپردازد؛ «اول اینکه در حوزهٔ جنگهای شناختی و جنگ رسانهای، مفهومی وجود دارد به نام “سوءاستفاده از احساسات”. یعنی تلاش میشود یک هیجان زودگذر و مقطعی ایجاد شود. مثلاً به محض اینکه متوجه میشویم یک ویدیو فیک است، دچار نوعی حس غرور میشویم از اینکه توانستهایم قلابی بودن آن را تشخیص دهیم. در عین حال ممکن است تصور کنیم که اصل گمانهٔ ترور یا خبر مربوط به نتانیاهو میتواند درست باشد.»
نگذارید با احساستان، بازی یا تمرکزتان را جابهجا کنند
به گفتهٔ نصیری «این نوسانات خلقی و بیثباتی روانی، یعنی غمگین و شاد کردن جامعه با دوز بالا، باعث فرسایش روانی میشود و جامعه را نسبت به رخدادها دچار نوعی فلج روانی میکند.»نکتهٔ دیگر این است که نقطهٔ تمرکز ما جابهجا میشود. این مدرس سواد رسانهای توضیح میدهد «یک ویدیو یا یک ادعای رسانهای دربارهٔ کشته شدن یک فرد، لایههای متعدد پیام رسانهای دارد. این موضوع باعث میشود تمرکز ما از مسائل کلان، مثلاً نابودی یک رژیم، به نابودی یک فرد منتقل شود و تنزل پیدا کند. بنابراین این موضوع در بلندمدت اهمیت دارد و باید به آن توجه کرد.»در حوزهٔ سواد رسانهای، نکتهٔ اصلی این است که مدام از خودمان سؤال بپرسیم چرا دشمن خودش این کار را میکند؟ چرا به این خبر ضریب میدهد؟ چرا با تولید محتواهای هوش مصنوعی که صحتسنجی آنها نسبتاً آسان است، چنین اقداماتی انجام میدهد؟ این همان تفکر انتقادی است.
بیاعتمادی رسانهای در چرخهٔ خبر و تکذیب
باید لایههای مختلف پیام را ببینیم و اثرات هر کدام از این لایهها را بررسی کنیم. یکی از این اثرات میتواند ایجاد بیاعتمادی به رسانهها باشد.به اعتقاد نصیری، وقتی گمانهزنیها در رسانههای رسمی مطرح میشود، همین روند «مطرح شدن، تکذیب شدن، دوباره مطرح شدن و دوباره تکذیب شدن» در نهایت به بیاعتمادی نسبت به رسانههای خودی هم منجر میشود و تضعیف اعتماد اجتماعی را در پی دارد.بنابراین او توصیه میکند «توجه داشته باشیم که پیامها لایههای مختلفی دارند و همهٔ آنچه باید دیده شود، در ظاهر پیام نیست؛ بلکه لایههای زیرین آن اهمیت بیشتری دارند. در عین حال، تفکر انتقادی هم بسیار مهم است.»
مراقب باشید ذهنتان را مهندسی نکنند
نکتهٔ دیگری که باید به آن اشاره کنیم، بحث بزرگنمایی اتفاقاتی است که رژیم صهیونیستی مرتکب میشود، با هدف کوچکنمایی اقدامات نظامی ایران.در حوزهٔ سواد رسانهای، ما با تکنیکهای مختلفی مواجه هستیم که این تکنیکها باعث میشوند موضوعات خاصی مورد توجه قرار بگیرند، اولویتبندی شوند و ادراکات ما به نوعی مهندسی شود.این کارشناس توضیح میدهد «یکی از این تکنیکها، در جنگ رمضان، بزرگنمایی حملاتی است که رژیم صهیونیستی انجام میدهد، در مقابل حجم حملاتی که جمهوری اسلامی انجام میدهد. در عین حال، در سرزمینهای اشغالی با سانسور شدید مواجه هستیم.»بنابراین اگر دیدیم دشمن برای اقدامات خود بیش از حد بزرگنمایی میکند و ادعا میکند هر جا اراده کند میتواند حمله کند و هر اقدامی را انجام دهد، اما در عین حال اشارهای به حملات ایران نمیکند و با استفاده از قوانین مختلف سانسور، حتی کوچکترین تصویر یا اطلاعاتی از آن منتشر نمیشود، این عدم توازن، معنادار است.در سواد رسانهای به این وضعیت «مهندسی انگاره» گفته میشود. یعنی «تصویر ذهنی مخاطب بهگونهای شکل داده میشود که پر از دستاوردهایی باشد که دشمن برای خود میسازد، در حالی که دستاوردهای طرف مقابل کوچکنمایی میشود.»پس باید دقت کنیم که انگارههای ما در حال مهندسی شدن هستند. هرجا دیدیم موضوعی بیش از حد بزرگنمایی میشود، باید بدانیم که قرار است بخشی از واقعیت را نبینیم یا نشنویم، یا مورد توجه ما قرار نگیرد؛ و حتی ممکن است این روند باعث ایجاد احساس تحقیر یا خودکمبینی نسبت به دستاوردهای خودی شود.
مردم چه کنند؟
این مدرس سواد رسانهای در انتها میگوید، مردم در مواجهه با اخباری مثل خبر مرگ نتانیاهو «اول از همه باید هیجانات و احساسات خود را کنترل کنند و اصل را بر فریبکاری دشمن بگذارند. فقط زمانی که رسانههای معتبر داخلی و حتی جهانی خبر را اعلام کردند، نسبت به پذیرش اقدام کنند. چنین اخباری با این اهمیت، اگر زود پذیرفته شود، امیدواری کاذب ایجاد میکنند و بعد از تکذیب، به همان اندازه، باعث فرسایش روانی خواهند شد.»
انتهای پیام




