اخبار

نکاتی مهم درباره شیوه‌های ورود جنگ به «مرحله شناختی»

معصومه نصیری ـ مدرس و پژوهشگر سواد رسانه‌ای

به گزارش عصر هوشمندی، جنگ شناختی تحولی بنیادین در ماهیت درگیری‌های انسانی است. در این نوع جنگ، هدف اصلی نه نابودی فیزیکی زیرساخت‌ها یا ارتش‌ها، بلکه تسخیر، تغییر و کنترل ذهنِ هدف (جامعه، نخبگان یا تصمیم‌گیران) است.

در واقع، جنگ شناختی، «میدان نبرد» را از زمین، دریا، هوا و فضای سایبری به «ذهن انسان» منتقل می‌کند. اما این فرآیند چگونه آغاز شده و تثبیت می‌شود؟

۱ـ بهره‌گیری از ضعف‌های بیولوژیک و روان‌شناختی: مغز انسان به دلیل محدودیت در پردازش اطلاعات، همواره به «میان‌برهای ذهنی» تکیه می‌کند. جنگ شناختی با شناسایی این سوگیری‌های شناختی (مانند سوگیری تأییدی، اثر ارابه و سوگیری منفی‌گرایی)، اطلاعاتی را مهندسی می‌کند که مغز به راحتی آن‌ها را به‌عنوان حقیقت می‌پذیرد.

۲ـ تبدیل «اطلاعات» به «سلاح»: در این مرحله، اطلاعات دیگر برای آگاهی‌بخشی نیستند، بلکه برای «تخریب» طراحی می‌شوند. این فرایند با ایجاد شکاف از طریق تزریق اطلاعات متناقض برای ایجاد تردید در حقایق پایه (حقیقت‌گریزی) و شخصی‌سازی با استفاده از داده‌های کلان و الگوریتم‌های هوش مصنوعی، پیام‌های خاص برای گروه‌های خاص فرستاده می‌شود تا احساساتِ (خشم، ترس یا یأس) آن‌ها دقیقا هدف قرار گیرد.

۳ـ از کار انداختن «تفکر انتقادی»: ورود به مرحله شناختی زمانی قطعی می‌شود که مخاطب دیگر توانایی تشخیص «اطلاعات درست» از «اطلاعات دستکاری‌شده» را از دست می‌دهد. این اتفاق از طریق دو مکانیزم رخ می‌دهد. اول بمباران اطلاعاتی که حجم بالای اخبار متناقض باعث می‌شود و فرد قدرت تحلیل خود را از دست داده و به دنبال راه فرار یا پذیرش ساده‌ترین روایت (حتی اگر دروغ باشد) می‌رود. دوم فرسایش مرجعیت است.تخریب نهادهای مورد اعتماد جامعه (رسانه‌های رسمی، نخبگان علمی، نهادهای حاکمیتی) به گونه‌ای که مردم دیگر مرجع قابل اتکایی برای صحت‌سنجی نداشته باشند.

۴ـ تغییر در رفتار بدون نیاز به زور فیزیکی: هدف نهایی مرحله شناختی، «تغییر رفتار» است. وقتی ذهنِ فرد توسط روایت‌های جنگی تسخیر شد، او به شکلی رفتار می‌کند که همسو با اهداف دشمن است، بدون اینکه حتی بداند در حال جنگ است. در این مرحله دو وجه پررنگ می‌شوند. اول خودسانسوری که افراد از بیان دیدگاه‌های خود می‌ترسند و دوم قطبی‌سازی که جامعه به دو یا چند دسته غیرقابل‌گفت‌وگو تقسیم می‌شود که انرژی‌شان به جای پیشرفت، صرف تخریب یکدیگر می‌شود.

۵ـ مرحله تثبیت و «واقعیت‌سازی»: وقتی یک طرف در جنگ شناختی پیروز می‌شود، در واقع «واقعیت» جدیدی را برای جامعه هدف می‌سازد. در این حالت، جامعه نه براساس آنچه واقعا در حال رخ دادن است، بلکه براساس «روایتِ تزریق شده» تصمیم می‌گیرد. دشمن در این مرحله عملا «سیستم‌عامل ذهنی» جامعه را بازنویسی کرده است.

چرا این جنگ از جنگ‌های سنتی خطرناک‌تر است؟

چون نامرئی هستند. در واقع شما نمی‌دانید که آیا همین حالا تحت عملیات شناختی هستید یا خیر. چون هزینه آن پایین است. برخلاف جنگ نظامی که نیازمند بودجه‌های کلان و لجستیک سنگین است، جنگ شناختی با ابزارهای دیجیتال و نفوذ در شبکه‌های اجتماعی بسیار ارزان و سریع انجام می‌شود و چون میدان نبرد مشخص نیست. در جنگ شناختی، «خانه» یا «گوشی موبایل» شما، همان میدان نبرد است.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا